الشيخ عباس القمي

689

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

فصل چهارم : در بيان بعضى اخبار كه در باب شهادت آن مظلوم روايت شده شيخ جعفر بن قولويه روايت كرده است از سلمان كه گفت : نماند در آسمانها ملكى كه به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيامد و تعزيت نگفت آن حضرت را در مصيبت فرزندش حسين عليه السّلام ، و همه خبر دادند آن حضرت را به ثوابى كه حقّ تعالى به شهادت او كرامت فرموده است ، و هر يك آوردند براى آن حضرت آن تربت را كه آن مظلوم را در آن تربت به جور و ستم شهيد خواهند كرد ، و هر يك كه مىآمدند حضرت مىفرمود كه : خداوند ! مخذول گردان هر كه او را يارى نكند ، و بكش هر كه او را بكشد ، و ذبح كن هر كه او را ذبح كند ، و ايشان را به مطلب خود نرسان . راوى گفت : دعاى آن حضرت در حقّ ايشان مستجاب شد و يزيد بعد از كشتن آن جناب تمتّعى از دنيا نبرد ، حقّ تعالى به ناگاه او را گرفت . شب مست خوابيد ، صبح او را مرده يافتند ، مانند قير سياه شده بود . و هيچ كس نماند از آن‌ها كه متابعت او كردند در قتل آن حضرت ، يا ميان آن لشكر داخل بودند مگر آن كه مبتلا شدند به ديوانگى يا خوره يا پيسى ، و اين مرض‌ها در ميان اولاد ايشان نيز به ميراث بماند . « 1 » و نيز از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه چون حضرت امام

--> ( 1 ) بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 236 ؛ كامل الزيارات ، باب 17 ، ح 8 .